یکی بود ویکی نبود
یک ماه ازعمر این وبلاگ گذشت که زمانی نیست.شمارش هفته وماه وسال بهانه است وای عشق همه بهانه از توست . دوست داشته ام که این وبلاگ به خود سینما بماند آن جا که درتاریکی مقدسش دورازاجتماع خشمگین درخنکای سرخوشی و جایی میان معصومیت وبی خبری رویا راتقسیم می کنند .شاید رویا تنها چیزی است که وقتی تقسیم شد کم نمی شود.

نمی دانم رزارغوانی قاهره ساخته وودی آلن را دیده اید ویا آن را بخاطر دارید .فیلم بازهاخوب یادشان است. در دهه سی آمریکا ودر اوج بحران اقتصادی سسیلیا به عنوان پیشخدمت ساده در یک بار مشغول به کاراست .شوهرش که کارش را به خاطر بحران اقتصادی از دسته داده است روزگارش را به قماروزنبارگی می گذارند وتنها دلخوشی سسیلیا رفتن به سینما ودیدن فیلم های رومانتیک است .روزی هنگام تماشای چند باره فیلمی که رزارغوانی قاهره نام دارد حادثه ای روی می دهد تام باکستر قهرمان فیلم از پرده بیرون می آید وبا او همراه می شد.جنجالی برپا می شود فیلم درغیبت باکسترنمی تواند تمام شود واین ادامه فعالیت دست اندرکاران فیلم را نا ممکن می سازد پس در جستجوی یافتن راه حلی بازیگرنقش تام باکستر به سسیلیا نزدیک می شود وبه او اظهار عشق می کند وبه او می گوید که تام باکستر از خیال و رویا می آید و اوست که فردایی دارد سسیلیا بین عقل دوراندیش ودیوانگی اولی را برمی گزیند. به باکسترمی گوید که عشق آنها نا ممکن است.باکستر سرخورده به پرده سینما باز می گردد.بازیگرشهررا ترک می کند و سسیلیا با شتاب به دنبال باکستر به سینما برمی گردد اما فیلم تمام شده وآن را ازاکران برداشته اند .

به وام داری از ویم وندرس که گفت قصه جای خداوند را گرفت و دریک ماهه گی این وبلاگ ودرسی وسه سالگی عمر یکی بود ویکی نبود غیراز رویا هیچ نبود.....