|
برای آنان که روشن ترین روزهای شان را در تاریکی سینما گذرانده اند
|

درمقام تهيه کننده باني توليد فيلم جنگِ چارلي ويلسون هستيد.
درآغاز کتاب جرج گريل روزنامه نگار فقيد، راوي ماجراي چارلي ويلسون را نمي شناختم. در گذشته وقتي افغانستان توسط روس ها بمباران مي شد فکر مي کردم خيلي خوب است که مجاهدين مي تواند ارتش سرخ را شکست دهند. نمي دانستم که پول سلاح از طرف واشنگتن مي رسد و اين که يک زن خوش گذران جنوبي کاملاً مذهبي، سکسي و ضد کمونيست با کمک چارلي ويلسون زنباره کهنه کار باعث و باني تمام قضايا شده است.
چه چيزي در اين داستان توجه تان را جلب کرد ؟
چارلي ويلسون همان تاثيري را برمن گذاشت که فارست گامپ، با اين تفاوت که ويلسون يک شخصيت حقيقي است. داستان او به يک شوخي سورئاليستي سياسي مي ماند. کتاب يک اثر فوق العاده روزنامه نگاري است و دست مايه اي طلايي را دراختيار آرون سوروکين فيلم نامه نويس قرار داد که فيلم مردان افتخار و سريال درکاخ سفيد را مديون او هستيم. از او خواستيم که درحد امکان يک اقتباس متفاوت و شوخ را ارايه کند. هدف اجتناب از موعظه و يا دادن يک درس تاريخ بود.

براي کارگرداني فيلم مايک نيکولز انتخاب اول تان بود ؟
بله، مدت زيادي بود که مي خواستيم با هم يک فيلم کار کنيم. مايک نيکولز استاد هجو است و مي داند چگونه داستاني از رفتارهاي پيچيده انساني را هدايت کند. از کچ 22 تا نزديک تر اين را ثابت کرده است. چيزي که موجب موفقيت فيلم مي شود نگاه ناهمگون مايکل است نسبت به انگيزه هاي هرکدام ازشخصيت ها فيلم، از شخصيت من گرفته تا جوليا و يا نقش مامور سيا که به شکلي عالي توسط فيليپ سايمور هافمن ايفا مي شود. مايک نيکولز از پرداختن به کوچک ترين جزئيات لذت مي برد و اين کار را با ترکيبي از انرژي و طنزانجام مي دهد. وهمين است که فيلم هاي او را بامزه و پخته مي کند.
راضي کردن جوليا رابرتز براي قبول اين نقش سخت بود؟
مايک اين کار را به عهده گرفت! او تبديل شده است به يکي از مرشدهاي جوليا و او را سر نزديک تر هدايت کرده است. مي دانستم که اگر پاي او درکار باشد جوليا همکاري خواهد کرد.

اولين بار است که شما فيلمنامه اي را به او مي دهيد. عجيب است نه ؟
در واقع تمام اين مدت همديگر را مي شناختيم. او به جاي يکي از شخصيت ها در فيلم نقاشي متحرک مورچه قلدر حرف زده است که من آن را تهيه کرده ام. اما موقعيت بازي با هم تا حال پيش نيامده بود.
آيا اشتياق او را براي بازگشت به مقابل دوربين را حس کرديد ؟
جوليا رابرتز به خوبي مي داند که جايگاه او در سلسه مراتب صنعت سينما کجاست. اما آنچه امروز براي او مهم است، کار خوب است. او شوهري دارد که دوستش دارد و سه بچه خردسال. کوتاه کنم: او در آغاز فيلمبرداري تنها دو پسردوقلويش را داشت. درمدت فيلمبرداري حامله شد، چيزي که همه ما را غافلگير کرد و به خصوص مايک را؛ چرا که او سرنزديک تر هم حامله شده بود ! خلاصه او ديگر احتياجي به سينما ندارد و به همه چيز دست يافته است. او فيلم کار نمي کند مگر آن که فکر کند به زحمتش مي ارزد. آنچه او در شخصيت جوآن هرينگ مي ديد زني دلربا و به صورت هم زمان بامزه و جذاب و درعين حال محافظه کار که از سر يک تمايل واقعي مي خواهد وضعيت جهان را تغيير بدهد. او از موقعيت ايفاي نقشي جذاب بهره برد که در عين حال زمان فيلمبرداري آن زياد طول نمي کشيد. در ضمن در مدت پانزده روز فيلم برداري در مراکش او خانواده کوچک خود را نيز همراه خود آورد و من هم همين طور. روزهاي خيلي خوبي بود.

نقش چارلي ويلسون تصوير اخلاقي و دوست داشتني تان در ذهن تماشاگران را از بين مي برد. چون در لحظات کوتاهي شما را برهنه و در ميان رقاصه هاي استريپ تيز مي بينيم !
اين صحنه آن را مي طلبد. اما حتي وقتي در جاده پرديشن/راهي به سوي تباهي نقش يک قاتل پست را بازي مي کردم به من گفتند: اما يک ناکس مهربان است ! و اين بار مي گويند شما نقش کسي را داريد که ترتيب همه دخترها را مي دهد.همه شب مست و پاتيل است و کوکايين مصرف مي کند. بدون آن که به کارنامه اش لطمه اي بخورد. اما شما همه اين کارها را به شيوه اي دوست داشتني انجام مي دهيد!
چارلي ويلسون حقيقي در سرصحنه حضور داشت ؟
بله، جوليا رابرت ترجيح داد که جوآناي واقعي را هرچه ديرتر ملاقات کند تا کم ترين تاثير را بر او بگذارد. درمورد من، چارلي ويلسون حقيقي که امروزه بازنشسته شده است را درکنارم داشتم. بي ترديد او يک آدم خوش تيپ مثل کوين کاستنر را براي نقشش ترجيح مي داد! (خنده ) ازهمان آغاز به ما گفت که برايش اهميتي ندارد که همه چيز را بيرون بريزيم، چرا که همه چيز درمورد او حقيقت دارد. دل نگراني اش اين بود که انگيزه هاي او درست به تصوير کشيده نشود. چارلي از اين که ايالات متحده در ويتنام و کره به جماهير شوري باخته بود شديداً ناراحت بوده است. او به دنبال يک پيروزي بوده ومي خواست آن را با گرفتن طرف شهروندان افغان به دست بياورد. آدم هايي که ترحمي شديد در قبال آنها احساس مي کرد و مسلماً اين کار را انجام داده است. او مانند يک بچه بزرگ سال عمل کرده است، چون مثل سياست مداران ديگر پيچيده نيست.

چنين شخصيتي را تحسين مي کنيد ؟
آنچه که او انجام داده است، باورنکردني است. چارلي ويلسون پاشنه آشيل جماهير شوروي را هدف گرفت. نه ماه بعد از شکست شوروي در افغانستان، ديوار برلين فرو ريخت.....
و اين که عملکرد او در افغانستان باب اسلام گرايي و تروريسم را گشود؟
ما هميشه شروع مي کنيم به عمليات نجات و بعداً متوجه خرابکاري مان مي شويم. جهان غرب از اسکندر کبير تا لارنس عربستان خاورميانه را درک نکرده است. اما اگر مي خواهيم کسي را به خاطر 11 سپتامبر سرزنش کنيم، بايد از مرکز تعليم خلباني در ميامي شروع کنيم که افرادي که با هواپيما به برج هاي تجارت جهاني کوبيدند را تعليم داد و سپس ملکول اسپرمي که بن لادن را درست کرد سرزنش کنيم...و رسانه هاي ارتباطات جمعي آمريکا که حقيقت را از بينندگان تلويزيوني مخفي مي کنند براي آن که آنها در بي خبري نگه دارند... پس سرزنش را معطوف به چارلي ويلسون نکنيد!